خانه روانشناسی یک تعریف و تحقیق جامع درباره کودکان استثنایی
یک تعریف و تحقیق جامع درباره کودکان استثنایی

تحقیق کودکان استثنائی در پائیز 85 بر روی یکی از این افراد در مدرسه کودکان استثنائی سنقر بوسیله صادق خدامرادی برای درس عملی کودکان استثنائی دوره کارشناسی انجام شده است

تعریف

کودکان استثنائی کسانی هستند که نیازمند تعلیم و تربیت ویژه می باشند تا از کل استعداد انسانی شان بتوانند استفاده کنند . آنها به تعلیم و تربیت ویژه نیازمندند چرا که از اغلب کودکان به یک یا چند شیوه به شرح زیر متفاوتند :
آنها ممکن است عقب ماندگی ذهنی ، ناتوانیهای یادگیری ، اشفتگی هیجانی، ناتوانیهای حسی ، اختلالات کلامی و زبان
اسیب شنیداری یا اسیب دیداری داشته باشند ویا
(( کودکانی که بسیار سرامد و با استعداد باشند ))


تعلیم و تربیت ویژه

تعلیم و تربیت ویژه به معنای آموزش اختصاصی به گونه ی که پاسخگویی نیازهای منحصر به فرد یک کودک استثنائی باشد ممکن است به مطالب و مواد خاص تکنیکهای تدریس ویژه و تجهیزات مشخصی نیاز باشد مثلا کودکان مبتلا به اسیب دیداری ممکن است به مطالبی که با حروف چاپی بزرگ و یا خط بریل نوشته شده است نیازمند باشد

عقب ماندگی ذهنی

توصیفات نخستین از هوش زیر هنجار به نظر روشن و موجر می رسید و جایی برای بحث نمی گذارد.

اما افزایش اطلاعات ما در مورد عقب ماندگی جدلهای بیشتری در باب و نحوه تعریف ان در گرفت.
تعاریف جدیدتر منعکس کننده اگاهی رشد یابنده ای در باب پیامدهای منفی نامگذاری نادرست یک فرد است.
سالها تعاریف استاندارد عقب ماندگی ذهنی تعریفی بود که ادگار دول ارائه کرده بود:
(( برای تعریف یا مفهومی بسنده توجه به شش ملاک ضروری است این ملاکها عبارتند از: 1 بی کفایتی اجتماعی
2 ناشی از هنجارهای ذهنی3 که از لحاظ تکوینی تثبیت شده
4 در فرایند رسش حادث گردیده 5 منشاء ساختاری دارد
6 و 7 اساسا درمان پذیر است)).

تعریفی که اخیرا مورد قبول اکثر مراجع قرار گرفته ، تعریفی است که مورد استفاده انجمن امریکایی نقص ذهنی ( ا. ا .ام . دی) یعنی عمده ترین سازمان حرفه ای در میدان عقب ماندگی ذهنی قرار گرفته است
تعریف اینچنین است:
(( عقب ماندگی ذهنی ناظر است بر کارگزاری هوش عمومی که به طور معنی دار پایینتر از میانگین است ، یا به نقایصی در رفتار سازشی منجر شده یا با ان همراه است و در طول دوره ی رشد بروز می کند))

دو عنصر مهم در این تعریف برای اینکه کسی عقب مانده ذهنی تلقی شود آن است که شخص باید هم در هوش اندازه گیری شده و هم در رفتار سازشی زیر میانگین باشد.
رفتار سازشی چیست؟
(( شامل چیزی بیش از توانایی برای بقای فرد در خارج از مدرسه یا محیط خانواده است ، مهارتهای سازشی به سن و موقعیت وابسته اند))

.............................................................................
اصطلاح طیف برای سطح
...........................................................................................................

عقب ماندگی ذهنی خفیف 55 _ 50 تا حدود70؛

عقب ماندگی ذهنی معتدل 40_35 تا 55؛

عقب ماندگی ذهنی شدید 25_20 تا35؛

عقب ماندگی ذهنی عمیق کمتر از25؛

......................................................................................

ماخذ: اچ جی گروسمن ، طقه بندی در عقب ماندگی ذهنی
(( واشینگتن دی. سی :انجمن آمریکای نقص ذهنی 1981 )) ص 13

سیستم متخصصان تعلیم و تربیت

هرکسی که با سیستم های تحصیلی اشنا باشد در باب کلاسهای خاص کودکان عقب مانده (( تعلیم پذیر)) و(( اموزش پذیر )) شنیده ای دارد.
تعلیم پذیر

افراد عقب مانده ذهنی تعلیم پذیر کسانی هستند که هوشبری میان 75 تا 70 و 50 دارند

اموزش پذیر

افراد عقب مانده ذهنی آموزش پذیر هوشبری میان 25 تا50 را دارا هستند .
مقولات تربیت پذیر و اموزش پذیربه دلایلی چنداز سوی متخصصان
تعلیم و تربیت به کار می رود که از جمله ی ان یکی این است که ان مقولات به طور مشخص نیازهای تربیتی کودکان عقب مانده را توصیف می کند . به طور کلی به افراد تعلیم پذیر می توان برخی مطالب اساسی تحصیلی را اموخت. از سوی دیگر برنامه درسی افراد اموزش پذیر بیشتر بر مطالب کنشی ، با تاکید بر خود _ یاری و مهارتهای شغلی تمرکز می یابد.


عقب ماندگی خفیف

اکثر افرادی که بعنوان عقب مانده شناسای می شوند در طبقه عقب مانده خفیف قرار می گیرند . انها نوعا و به لحاظ ظاهر تفاوت چندانی با همسالان غیر معلولشان ندارند و تا زمان ورود به مدرسه و عقب ماندن در کار درسی به عنوان عقب مانده ذهنی تشخیص داده نمی شوند. به علاوه در اکثریت قریب به اتفاق موارد ما قادر به تعیین علت دقیق نیستیم . با اینکه داده های مشخصی در دست نیست اما براورد شش تا پانزده در صد نشان می دهد که علل قابل شناسایی
همه انواع عقب ماندگی بدون شک نازلتر از زمانی است که فقط افراد عقب مانده خفیف مورد بررسی قرار گیرند.
افراد عقب مانده خفیف اغلب به عنوان افرادی که ( عقب ماندگی فرهنگی_خانوادگی ) دارند شناخته می شوند زمانی از این اصطلاح در رابطه با شخصی استفاده می شود که به درجه خفیفی از عقب مانده ذهنی مبتلا بود ولی 1-شواهدی دال بر اسیب مغزی وجود نداشت 2- حداقل یکی از والدین او عقب مانده بودند 3- یا حداقل یکی از خواهران و برادران او عقب مانده بودند ، فرض بران بود که عقب ماندگی ناشی از عوامل ژنتیک یا محیطی - اجتماعی است
اغلب متخصصان بر این باورند که یک شخص عقب مانده فرهنگی - خانوادگی کسی است که 1- عقب مانده ذهنی خفیف است2- فاقد اسیب مغزی است 3- در شرایط- محیطی فقیری پرورش یافته است.

مجادله هوش در مقابل پرورش

چه میزان از هوش فرد توسط عوامل محیطی تعیین می گردد و چه میزان ان توسط ژنتیک؟
این یکی از قدیمیترین بحث ها در میدان تعلیم و تربیت ویژه و روانشناسی است و محتملا همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است .


پژوهش های نخستین
پژوهش های مورد استفاده در اثبات اهمیت محیط دو گونه است 1 -
مطالعات محرومیت از محرک در حیوانات و 2- مطالعات تحریک اولیه در انسان .
هانت با مرور عمده ادبیات مطالعات مربوط به حیوانات نتیجه گرفت
وقتی حیوانات در موقعیتی قرار می گیرند که در ان تحریک چندانی وجود ندارد اثرات منفی بر انواع رفتارها پدید می اید _ رفتار اشیانه سازی و یادگیری ماز در موشها و نوک زدن جوجه ها ، ادراک دیداری در شمپانزه ها . و نیز تعدادی از ازمایش های انجام شده توسط روزنرویگ از این ایده مایت می کند که تحریک برای رشد مغز بسیار حائز اهمیت است.
روزنروبگ و همکارانش برخی خرگوشها را در قفسهای قرار دادند که جز اب و غذا در ان نبود . دیگر خرگوشها را در قفس های قرار دادند که پر از اسباب بازیها و یک چرخ عصاری بود. در پایان ازمایش معلوم شد که خرگوشهای واقع در یک محیط محرکی-غنی . دارای کرتکسهای بزرگتر و سطوح بالاتری از ماده استیکولین( یک ماده شیمیایی مغز که به استعداد یادگیری مغز مربوط است)
می باشند .
یکی از مطالعات معروف در ازمایشهای انسانی توسط اسکیلز و دای به انجام رسیده است انها اثرات تحریک بر رشد نوزادن و نوجوانای را مورد بررسی قرار دادند که در پرورشگاه به عنوان عقب مانده ذهنی طبقه بندی شده بودند . گروهی از کودکان در یک محیط نوعی پرورشگاه باقی ماندند . در حالی که گروه دیگر از تحریک مناسب برخوردار بودند . تغذیه گروه اول به عهده دختران نوجوان عقب مانده ی بود که موسسه ی بودند ، اثرات روشن بود:
میانگین هوشبربرای اعضای گروهی که از تحریک مناسب برخوردار می شد افزایش می یافت . در حالی که هوشبر دیگر کودکان کاهش پیدا می کرد .

یکی از قویترین طرفداران ایده ارثی بودن هوش - به نام آرتور جنسن _ از ناکامی برنامه سراغاز به عنوان اساس بحث خود علیه تاثیر محیط بر رشد هوشی استفاده نمود. با وجود این بسیاری از کارشناسان معتقدند که برنامه های اولیه دهه 1960 به این دلیل ناکام شدند که بخوبی سازماندهی نشده بودند .
پژوهشهای اخیر دقیقا کنترل شده و پیچیده تری در باب اثرات وراثت و محیط منتشر شد . امروز اغلب دانشمندان حیطه ژنتیک رفتاری معتقدند که عوامل ژنتیک در تعیین هوش حداقل به اندازه عوامل محیطی اهمیت دارند ( بوچارد و مک گیو 1981)
مثالی از این تاکیدات اخیر بر تاثیرات ژنتیک بر هوش موضع نظری ساندرا اسکار است . او مدعی است که برخی از تفاوتهای محیطی میان مردم و واسطه تفاوتهای ژنتیکی معین می گردد :
(( تفاوت بین ادمیان می تواند ناشی از تفاوتهای ژنتیک و محیطی باشد . اما فرایندی که تفاوتها بدان طریق بارز می شوند ، به عنوان ژنوتیپ ( نهاد ژنتیک فرد) اثرات محیطی بهتر توصیف می شوند. ما فرض می کنیم که ژنوتیپ عبارت است از نیروی رانش در پس رشد ، چرا که مدعی هستیم ان تمیز دهنده آن محیطی است که به تجربه در می اید . ژنوتیپ حساسیت فرد را نسبت به فرصتهای محیطی تعیین می کند.
اسکار ادعا می کند که راههای بسیار متفاوتی وجود دارد که بدان طریق سرشت ژنتیک فرد نحوه تاثیر پذیری او را از محیط مشخص کند ، یک راه متضمن توجه کودک به جنبه های گزیده محیط خود می باشد:
(( مردم به دنبال محیط های هستند که مهیج و همساز می یابند . ما همه ازمحیط دوروبر خود جنبه های را برمی گزینیم که نسبت به انها حساسیم . در باب ان یاد می گیریم یا نسبت به ان بی تفاوتیم . انتخابهای ما به جنبه های انگیزشی ، شخصیتی و هوشی ژنوتیپ های ما همبسته است ))

عقب ماندگی جدیدتر


تعیین علل عقب ماندگی در افرادی که به عنوان عقب مانده ی معتدل تا عمیق طبقه بندی می شوند به مراتب اسانتر از تعیین علل طیف عقب ماندگی خفیف است
مک میلان علل عقب ماندگی های شدیدتر را به دو طبقه ی کلی یعنی ژنتیک و اسیب مغزی تقسیم کرده است.
در زیر به بررسی دقیق و کلی این موارد می پردازیم.

عوامل ژنتیک

علل ژنتیکی عقب ماندگی ذهنی بسیارند. این عوامل به طور کلی از دو نوع اند:
آنها که ناشی از نوعی آسیب بر مواد ژنتیکی است ( مثل ناهنجاری
کروموزمی ) و انها که معلول انتقال ارثی است
ما سه وضعت را مورد بحث قرار خواهیم داد : سندرم داون که ناشی از ناهنجاری کروموزمی است ، فنیل کتونوریا و بیماری
تای _ ساکس که هر دو موروثی است .


نشانگان داون
براورد می شود که حدود ده در صد از کل موارد عقب ماندگی معتدل و شدید را سندرم داون تشکیل می دهد . نشانگان داون به لحاظ خصوصیات چهره ی افراد مبتلا _ مثل چینهای مورب و در
گوشه های چشم _ گاه منگولیسم خوانده می شوند .
از خصوصیات جسمی منگولیسم ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
قامت کوتاه ، تنوس کاهش یافته عضلانی ( هیپوتونی ) ، بیش انعطافی مفاصل ، خالدار بودن عنبیه چشم ، دستهای پهن با یک خط در کف دست و شکاف زیاد بین انگشتان اول و دوم ، به علاوه کودکان مبتلا به سندرم داون اغلب به نقایص قلبی مادر زادی ،
بد شکل گیری معده ی_ روده ای و مقاومت کاهش یافته در برابر عفونتهای تنفسی دچارند.در مورد ماهیت رفتار دوستانه و رام بودن کودکان مبتلا به نشانگان داون بسیار گفته و نوشته اند و انان از بسیاری از کودکان عقب مانده خشنودترند.
احتمال داشتن کودکی مبتلا به نشانگان داون تا حد زیادی منوط به سن مادر است ، چنین کودکانی اغلب از مادرانی زیر بیست سال
و به ویژه بالای چهل سال متولد می شوند.

(( فنیل کتونوریا ))pku

مستلزم ناتوانی بدن در تبدیل یک ماده غذای - فنیلا لانین -Pku
به تیروسین است . انباشت فنیلا لانین منجر به رشد نا بهنجار مغز می شود. آزمون (( سرند کردن )) را میتوان برای این نوع بیماری
در چند روز اول تولد انجام داد.
جز برقراری یک رژیم غذایی کنترل شده ، جذب فنیلا لانین در نوزادی شروع شده و تا میانه دوران کودکی ادامه می یابد و کودک به عقب ماندگی شدید مبتلا می سازد


تی _ ساکس
بیماری تی_ ساکس نیز چون فنیل کتونوریا وقتی ظاهر می شود که پدر و مادر حاملین ژن ان باشند . ان منجر به اسیب پیش رونده و مرگ می شود.
این بیماری تقریبا به طور انحصاری در بین یهودیان اروپای شرقی(( اشکنازی)) رخ می دهد

آسیب مغزی

اسیب مغزی میتواند ناشی از عوامل متعددی باشد که دو طبقه کلی تقسیم می شوند : عفونتها و خطرات محیطی

عفونتها

عفونتهای که ممکن است به عقب ماندگی ذهنی منجر شود می تواند
گریبانگیر مادر به هنگام ابستنی شود یا مستقیما نوزاد یا کودک را مورد حمله قرار دهد .
روبلا ( سرخچه ) ، سفلیس ، تب خال سوزاک در مادر می تواند موجب عققب ماندگی در کودک شود .
سرخچه در طول سه ماه اول ابستنی بسیار خطرناک است .
بیماری امیزشی ، سفلیس و بیماری تب خال ، مبین ریسک بیشتر در مراحل پایانی رشد جنین است (( تب خال معمولا بعنوان یک بیماری
امیزشی تلقی نمی شود ، مگر انکه بر دستگاه تناسلی اثر کند ))
دو مثال از عفونتهای که ممکن است بر رشد ذهنی کودک اثر کند عبارتند از : مننژیت و انسفالیتها .
مننژیت عفونت محصورکننده مغز است که می تواند معلول عوامل متعدد باکتریای یا ویروسی باشد این بیماری که اغلب به عقب ماندگی منجر می شود و معمولا اثرش بر هوش شدیدتر است آنسفالیت نام دارد که ناظر است بر التهاب مغز. انسفالیت ممکن است منجر به عقب ماندگی فوری شده یا اینکه اثراتش تا سالها بعد بارز نگردد.
عفونتها چون دیگر عوامل می توانند به میکروسفال وهیدروسفال منجر شوند .
هیدرو سفالی ناشی از انباشت مایه مغزی _ نخاعی درون یا بیرون مغز است . انسداد گردش مایع که منجر به ایجاد فشار شدید بر مغز و بزرگتر شدن کاسه سر می شود ، به دلایل مختلفی می تواند روی دهد - آنسفالیت ، مننژیت ، بد شکل گیری نخاع یا تومورها میزان عقب ماندگی منوط به سرعت تشخیص و درمان است، درمان شامل کار گذاردن جراحی یک شانت ( لوله ) است که مایع اضافی را از مغز خارج می کند و به مجرایی در پشت گوش یا گردن می فرستد
میکرو سفالی (( با توجه به اینکه تحقیق مربوطه روی یک بیمار میکروسفال انجام گرفته ، توضیحات کامل در مورد این بیماری در بخش های جلوتر تحقیق موجود است ))

خطرات محیطی
مثالهای تهدیدهای محیطی که می توانند به عقب ماندگی ذهنی منجر شوند ، عبارتند از ضربه به سر، سموم ، پرتو افکنی، زود رسی و دیر رسی و صدمه تولد
واضح است که صدمه به سر کودک می تواند منجر به عقب ماندگی ذهنی گردد . علاوه بر تصادفات معمولی بهره کشی از کودک به طور روز افزونی به عنوان اسیب مغزی مطرح می گردد
مسمومیتی که به عقب ماندگی منجر می شود ممکن است در دوره بارداری مادر یا کودک رخ دهد، از موادی که منجر به مسمومیت می شوند می توان به موارد زیر اشاره کرد:
((کشیدن سیگار و هروئین و سایر مواد مخدر ، مصرف الکل و کافئین و حتی برخی افزودنیهای غذایی ))
برای مثال زنانی که سیگار می کشند احتمال اینکه نوزاد انها نارس به دنیا بیاید بسیار بیشتر از مادرانی است که سیگاری نیستند همچنین
نشانگان الکلی جنینی بعنوان یک مشکل بهداشتی مهم برای نوزادانی است که مادران انها الکلی هستند
زنان باردار از مرف برخی داروها نیز باید اجتناب کرده یا با احتیاط مصرف کنند. پژوهش ها نشانگر پیوند برخی داروهای انتی بیوتیک
، ضد تشنج و ضد سرطان با بد شکل گیری جنینی است و نیز داروهای که در دوره بارداری و هنگام وضع حمل به زنان داده می شود تحت بررسی دقیق قرار دارند.
محتملا رایجترین عامل سمی که بر رشد ذهنی کودک موثر است رنگهای نقاشی سرب - مایه است . با اینکه امروزه استفاده ان منع شده است اما نوزادان مناطق فقیر نشین هنوز به خاطر خوردن چسبهای رنگی مسموم می شوند. مسمومیت سرب اثرات متفاوتی بر کورک دارد ، در سطوح بالای مسمومیت میتواند منجربه مرگ شود.

خطرات پرتو افکنی برای نوزاد جنینی نیز مدتهاست شناخته شده است . برای مثال مواجه شدن مادرباردار با پرتو اشعه ایکس منجربه عقب ماندگی های ذهنی در درجات مختلف می شود.

عقب ماندگی ناشی از تغذیه نامناسب به لحاظ تغذیه مادربارداریا کودک پس از تولد ، به علت نداشتن یک رژیم غذایی مناسب رخ می دهد.اختلالات ناشی از زود رسی نیز می تواند به عقب ماندگی بینجامد ، اما دیر رسی نمی تواند منجر به عقب ماندگی شود هر چند احتمال دارد که جنین سوئتغذیه را تجربه کند .

آمونهای هوش

انواع مختلفی از ازمونهای هوش وجود دارد . ازمونهای که به طور فردی اجرا می شوند به خاطر دقت و توانایی پیش بینی خود بر ازمونهای گروهی ارجع اند. ازمونهای فردی به ویژه انگاه ارزشمندند که کودک بایستی از نر کارگماری در یک کلاس تربیتی
ویژه تشخیص داده شده

دو نوع ازمون بسیار رایج هوش برای کودکان عبارتند از :

ازمون استنفورد _ بینه
ازمون هوشی وکسلر


این دو ازمون هر دو کلامی هستند هر چند که آزمون وکسلر مدل
جنبه های کلامی و عملی هوش را می سنجد . ( wppsi )
(( هوشبر مقیاس کلی )) که ترکیب اماری ست از مقیاس کلامی و عملی هوش ، وقتی مورد استفاده قرار می گیرد که یک نمره کلی واحد برای کودک مورد نیاز باشد .
به طور کلی هوشبر فرد از طریق تقسیم سن ذهنی ( سطح سنی که دران شخص عمل می کند ) به سن تقویمی ضرب در 100 ( به خاطر حذف عدد اعشاری ) به دست می اید
به عنوان مثال کودک ده ساله ی که در یک ازمون هوش در سطح میانگین یک کودک هشت ساله عمل می کند ، هوشبری معادل 80 دارد .
در میان اغلب ازمونهای هوش ، ازمونهای استنفورد _ بینه و وکسلر از پایاترین و معتربرترین انها محسوب می شود . منظور از پایابی ان است که در صورتی ازمون را در دو موقعیت مختلف که از نظر زمانی به هم بسیار نزدیکند اجرا کند نمره های نسبتا مشابهی به دست می اید. اعتبار معمولا به سوال مربوط به اینکه ایا ازمون انچه را که فرض به اندازه گیری ان است می سنجد یا نه پاسخ می گوید.
یکی از پیش بینی های اعتبار ازمون هوش ، بازشناسی ان به عنوان بهترین شاخص نوه عمل کودک در مدرسه است . با وجود این ، خردمندانه است که از تکیه بسیار بر هرگونه نمره واحد یک آزمون شناختی حتی از ازمونهای مثل استنفورد و بینه و وکسلر اجتناب کنیم .برای چنین احتیاطی حداقل چهار دلیل وجود دارد :


1- براوردهای مربوط به پایابی براساس تحلیل اماری گروههای از کودکان استوار است
2-کلیه ازمونهای هوش تا حد مشخصی جانب گیری فرهنگی دارد . کودکان متعلق به گروههای اقلیت ، تا حد زیادی به خاطر تفاوتها در زبان و تجربه ، در پاسخ به این ازمونها متضرر هستند.
3- هر چه کودکی که ازمون هوش بر روی او اجرا می شود کم سن تر باشد اعتبار و پایابی ازمون کمتر است . بویژه ازمونهای هوش نوزادان زیر سوال قرار دارند
4-وقتی که ازمون های هوش ، برای سنجش توانائی فرد در باب کنشهای اجتماعی استفاده شود ضرورتا نباید کار را تمام شده تلقی کرد. یک هوشبر توانا ، موفقیت زندگی را تضمین نمی کند یا یک هوشبر پائین تر ازهنجار محکوم به تیره ورزی نیست . متغیر دیگری نیز تعیین کننده های مهمتری در کسب مهارتهای از عهده بر امدن در زندگی اجتماعی می باشد.

سنجش رفتار سازشی

متاسفانه اندازه گیری مناسب رفتار سازشی بیشتر یک ایده ال است تا یک واقعیت . ازمونهای رفتار سازشی به اندازه ازمونهای هوش ،
معتبر و پایا نیستند.تا حد معینی این موقعیت بیشتر ناشی از تعاریف مبهم رفتار سازشی است .
مقیاسهای رفتار سازشی بسیاری در دسترس است . اما دو مقیاس که رایجترند عبارتند از : سیاهه رفتار سازشی برای کودکان ( مرسر و
لویس 1977 ) و مقیاس رفتارسازشی ا.ا.ام.دی - ویرایش تحصیلی ( لامبرت و ویندمیلر 1981 )
رفتار سازشی برای کودکان(ABIC)
با 243 ماده برای سنجش در شش حیطه متفاوت تدوین شده ABIC
است _ خانوادگی، اجتماعی ، مناسبات با همسالان، نقشهای غیر اکادمیک مدرسه ی، درامد و مصرف، خود نگهداری (متخصصان معتقدند این روش بهترین وسیله ارزیابی رفتار سازشی است)
مقیاس ا.ا.ام.دی-ویرایش تحصیلی
این مقیاس مرکب از دو بخش است . یکی به مهارتهای زندگی روزمره و دیگری به شخصیت و رفتار مربوط می شود .
دربخش مهاتهای زندگی روزمره عبارتند از : کارگزاری مستقل رشد جسمانی، فعالیت اقتصادی ، رشد زبان،عدد و زمان، فعالیت تحریک پذیری، خود راهبری و اجتماعی شدن دوازده حیطه مورد ارزیابی در شخصیت و رفتار عبارتند از:
پرخاشگری ، رفتاراجتماعی در برابر رفتار ضد اجتماعی ، رفتار متمردانه در برابر معتمدانه ، کناره گیری در برابر درگیری ، اطوار قالبی ،شیوه های بین شخصی، پذیرفتنی بودن عادات اوایی، پذیرفتنی بودن عادات، رفتار نشانگر و استفاده از داروها

خصوصیات مهم کودکان عقب مانده

خصوصیات رفتاری و روان شناختی ذهنی
در رفتار دانش امزان عقب مانده تغییر پذیری زیادی مشاهده می شود و هر کودکی بایستی به عنوان یک شخص تک و منحصر به فرددر نظر گرفته شود.
خصوصیات شناختی
بارزترین خصوصیت عقب ماندگی توانائی کاهش یافته برای یادگیری است . پژوهشها نشان می دهد که دانش اموزان عقب مانده حداقل در چهار حیطه مربوط به شناخت دچار مشکل اند :
(( توجه ، حافظه ، زبان ، تحصیل ))
خصوصیات شخصیتی
افراد عقب مانده ذهنی در معرض گونه های مختلف مسائل اجتماعی و هیجانی قرار دارند. بدون شک متفاوت بودن تنها بر شیوه پذیرش فرد در موقعیتهای اجتماعی نافذ است.اینکه در گروهی از کودکان یکی کودن تلقی شود ، به طور قطع احساس او را در مورد ارزش خود تعیین می کند. پژوهشها نشان می دهد که مفهوم از خود درمیان افراد عقب مانده بسیار پاینیتر از افراد عادی است علاوه بر صیانت ذات نازلتر ، دانش اموزان عقب مانده در معرض ابتلا به دیگر مشکلات رفتاری ، مثل بی توجهی و در هم گسیختگی قرار دارند


اداره کودک عقب مانده در مدرسه


در جریان عادی سازی دانش اموزان عقب مانده خفیف در کلاسهای معمولی شایسته است که معملمان از تکنیکهای مناسب برای کار با انها اگاه باشند. با اینکه هر کودک دارای مشکلات یادگیری منحصر به فردی است ، اما می توان چند توصیه کلی مد نظر قرار داد:
1- معلم باید مدام بکوشد تکالیف یادگیری را برای کودک عقب مانده تنظیم نماید. فعالیتهای نسبتا مشکل اگر گام به گام انجام شود ، اغلب کودکان قابل تدریس می شوند
2- بسیاری از کودکان عقب مانده واقعیات را از طریق تمرین و تکرار ، خوب می اموزند. در معرض قرار گیری مکرر در برابر یک مطلب اغلب نتیجه ی جز پیروزی ندارد.
3- واسطه ی کلامی بایستی در دانش اموز ترغیب گردد این راهبرد به یادگیری مفهموم و مسئله گشایی کمک می کند. اینکه از کودک بخوهیم به مرور ذهنی کلامی انچه می اموزد اقدام کند شیوه ی موثر برای کمک به یادداری دانش اموز عقب مانده است.
4- از انجا که برخی پژهشها ناظرند بر اینکه بسیاری از افراد عقب مانده فاقد انگیزه اند ، معلم باید به دنبال راههای باشد که بدان طریق می توان انگیزه را افزایش داد. نو بودن یکی از این روشهاست . با وجود این کودک عقب مانده نیازمند داشتن سی در باب ساختار و اشنایی است نو بودن بیش از د می تواند اشفته ساز باشد.
5- بسیاری از کودکان عقب مانده خفیف متعلق به محیطهای هستند که در آن تقویت نا چیزی در رابطه با رفتارهای مربوط به مدرسه وجود داشته یاخواهد داشت . بنابراین وجود برنامه ای همساز با تقویت دارای کاربرد در رشد مهارتهای مربوط به ( یادگیری اموختن) ضروری است برای مثال ، ایده نمرات عددی به عنوان تقویت کننده بایستی چنان ساختار بندی شود که پاداش بخش باشد
6- سطح کار گزاری کودک بایستی مستمرا مورد ارزیابی قرار گیرد این ارز یابی بایستی رسمی و غیر رسمی باشد
7- بایستی پس خوراند فوری و مستمری برای همه فعالیتهای یادگیری فراهم اید ت به کودک کمک شود تمیزهای اساسی بین پاسخها را بیاموزد.

خصوصیات رفتاری و ظاهری فرد موردنظر برای تحقیق

حسام دهنوی قدی به میزان و وزن می باشد ، سر این فرد به علت نوع بیماری که دارد به نسبت افراد عادی دیگر بسیار کوچکتر است . ضعف عظلانی وی بسیار مشهود و دارای استخوانهای بسیار باریک و شکننده می باشد، اما علی رغم این مشخصات بدنی حسام هیچ مشکلی از لحاظ حرکتی ، تکلمی و حتی تنفس ندارد اما به نظر می رسد که حسام کمی از لحاظ سوخت و ساز بدنی مشکل دارد که
می توان انرا از روی ورزش و فعالیتهای بدنی وی مشاهده کرد.
حسام از نظر ظاهری مرتب و منظم است اما به علت ظاهر متفاوتش وی کمی خجالتی میباشد که باعث گردیده وی به محیط مدرسه کودکان استثنائی رشد بیشتر از خانه و محیط بیرونی علاقه پیدا کند و حتی در گفته های خودش نیز این امر را ذکر می کند.
حسام در زنگهای تفریح بسیار پر جنب و جوش است میل به ارتباط به هم نوعان در وی مشهود می باشد که علت امر این است که وی چون احساس می کند با افراد عادی بسیار متفاوت و طبق گفته های خود ایشان چون افراد عادی به دیده تمسخر وی را می نگرند و حتی توهین های هم به او شده است از تماس با افراد عادی تا حد نیاز دوری می کند و حتی این امر در انجام تکالیفش تاثیر منفی گذاشته است (( زیرا که کوچکترین اشتباهی در وی ، تمسخر معلم وی که به دیده خود حسام همانند دگر افراد عادی است را موجب می شود و
همین است که حسام از انجام تکالیف سر باز می زند و حتی هنگامی که در درسی مشکل دارد او جرئت این کار را ندارد که از معلم خودش سوال بپرسد ))
یکی از رفتارهای عجیب حسام این است که وقتی با وی به صحبت می پردازیم وی اظهار می دارد که سر او داغ کرده است و توان جواب دادن به سوالا ت را ندارد
اما برداشت اینجانب به عنوان فرد محققی که مدت 3 ماه رفتار وی را زیر نظر داشته است این است که :
(( حسام از لحاظ ارتباط با هم نوعان خود هیچ مشکلی ندارد و به سادگی می تواند با هم نوعان و دیگر دانش اموزانی که به عنوان عقب مانده ذهنی به این مرکز فرستاده شده اند ساعتها به صحبت بپردازد و ارتباط دوستانه برقرار کند و چون که بیشتر دانش اموزان درک واحدی از خود و توان عقب مادگی و بویژه عدم توانائی بالای خود دارند در رفتار کردن با هم نوعان خود نوعی مهربانی و عطوفتی را نشان می دهند که انتظار دارند طرف مقابل هم به عنوان یک همدرد همان رفتار را نشان دهد.
پس حسام به دلیل اینکه از افراد عادی بسیارکمتر از افراد عقب افتاده محبت و احترام دیده است و کمتر افراد عادی به گفتگو با وی پرداخته اند نوعی بدبینی به این افراد پیدا کرده است که باعث شده کمتر با انان ارتباط برقرار کند و حتی از رفتار با انها طفره رود))
در مورد گفته ی ایشان در رابطه با اینکه سرم داغ شده و دیگر تحمل شنیدن و جواب دادن را ندارم می شود چنین برداشت کرد که :
(( چون بیشتر افرادی که در این مرکز یا محیط بیرونی که با وی برخورد داشته و با او صحبتی دارند یا از سر دلسوزی یا برای کنجکاوی خویش با وی حرف می زنند و سام از این مسئله اگاه است و این مسئله وی را ازار می دهد برای همین تمایلی برای ارتباط و جواب دادن به سوالهای طرف را ندارند ))
اما خوشبختانه وجه تمایز حسام با دیگر کودکان عقب افتاده مرکز رشد این است که ، رفتار پرخاشگرانه بندرت در وی دیده می شود
و وی تنها وقتی کم حوصله و پرخاشگر می شود که زیادی با وی در ارتباط باشیم و فعالیت اموزشی زیاد نیز به وی فشار می اورد.


در هر جامعه وقتی شخصی برچسب عقب افتاده بر خود داشته باشد
خواسته یا ناخواسته اسیر عدم اعتماد به نفس ، کم حوصلگی و حتی رفتار پرخشگرانه می شود علت امر این است که وقتی فرد می بیند دیگران به راحتی می توانند ازادنه برای خود هر انتخابی را داشته باشند و می توانند زندگی آسوده ی داشته باشند و از اندام خود به سادگی استفاده کنند ،نوعی حسادت نا خواسته در انها ایجاد می شود
همچنین جدا از برچسب های اجتماعی ، زیر ذره بین قرار گرفتن یکی از معضلات بزرگ این افراد می باشد ،افراد عقب افتاده وقتی می بینند که از ناحیه دیگران تحت نظر هستند تا که ببینند انها چه رفتاری را اشتباه و چه رفتاری راصحیح انجام می دهند سخت به فشار می روند وهمین منجر می شود به عدم اعتماد به نفس و...
در مورد پرخاشگری افراد می توان گفت یکی از راههای اعتراض به وضع نابه سامان موجود می باشد، همچنین پرخاشگری می تواند یکی از راههای دفاع از خود در برابر سماجت افرادی است که انها را تحقیر کرده یا قصد اذیت کردن و به دست انداختن انها را دارند، باشد.
در دوره که شخصاً رفتار افراد عقب افتاده را در مرکز کودکان استثنائی مشاهده می کردم به نوعی نا امیدی بیشتر افراد ، عدم اعتماد به نفس ، ترس و دلهره از رفتار با انسانهای عادی و...پی بردم اما متاسفانه بدتر از این رفتارها این بود که برخی از این دانش اموزان در عین اینکه سن و سال زیادی که نداشتند به خودکشی و پایان زندگی خود علاقه نشان می دادند .


ما انسانهای که حس بهترین بودن را داریم وگاهی توهم بهترین بودن غرورکاذبی را در ما ایجاد می کند، می توانیم به سادگی جهان بینی این گونه افراد را عوض کنیم و با کمی بخشش احساس وجود خود به انها زندگی تازه ی را به انها عرضه کنیم .
حسام و تمام افرادی که در کنار او زندگی می کنند به خاطر اشتباهات ما وشما از تمام افراد عادی گریزانند ، اما ما همانطور که جوانه ی نفرت را در دل انها کاشتیم می توانیم بذر نیکی را در جشن چند لحظه مانده به سقوط زندگی انها ، به انها هدیه کنیم


آخرین جمله حسام بعد از اینکه از او خداحافظی کردم:


اجازه اقا ؛ ادم اگه خودکشی کنه میمیره

 

دسترسی سریع

ورود به انجمنهای پارسی گلد

معرفی سایت به دوستان

با این فرم شما قادر به معرفی این وبگاه، به دوستانتان خواهید بود.

نام شما

ایمیل شما

ایمیل دوستتان  [-] [+]

پیغام [+]

لینک به ما

. و یا بصورت متن